حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
203
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
41 . صوفى كسى است كه ذات او وحدانى است ، نه كس او را فرا پذيرد و نه او كس را . 42 . صوفى آن است كه اشارت او از سوى خداى بود زيرا خلق به خدا اشارت مىكنند . 43 . علامت عارف آن است كه از دنيا و آخرت فارغ بود . 44 . حقيقت محبت قيام بود با محبوب با جدا شدن تو از اوصاف خود . 45 . از او پرسيدند بر كدام مذهبى ؟ گفت : من بر مذهب پروردگارم هستم ، زيرا كه هركس بر مذهبى بود كه آن مذهب نه پيرو بود ، مختلط باشد و بزرگان طريقت را پير خود ، خداى متعال بود ، پس بر مذهب خدا باشد و مخلص باشند و مختلط . اختلاط توقف است و اخلاص ترقى . 46 . روزه غيبت از ديدن ما سوى اللّه است براى رؤيت خداوند متعال . 47 . كفر و ايمان دو مقام هستند از وراى عرش كه حجابند ميان خدا و بنده . 48 . هيچ فرقى نيست ميان من و ميان خداوند من ، مگر به دو صفت ؛ صفت ذات كه وجود ذوات ما از او آمد و حاصل ما از او حاصل شد ، قوام و قيام ما به دو آمد و از اوست . 49 . هرگاه خدا بخواهد كه بندهاى از بندگانش را دوست دارد ، براى او در ذكر را باز مىكند سپس در قرب را مىگشايد ، آنگاه او را بر كرسى توحيد مىنشاند ، پس پردهها را از او به يك سو مىزند تا بنده او را به مشاهده بنگرد . سپس او را به خانهء فردانيت وارد مىسازد ، آنگاه از خود رداى كبريا و جمال را برمىدارد ، چون چشمش بر جمال حق افتد ، بىخود باقى مىماند . در اين هنگام بنده فانى مىگردد و به حق باقى مىشود . پس در نگاهداشت خداوند قرار مىگيرد و از دعاوى نفس خود مبرا مىشود . 50 . وجود او منشاء و مصدر موجودات بود . 51 . دل مؤمن مانند آينه است هرگاه در آن نظر كند پروردگارش متجلى مىشود . 52 . اختلاف و انقسام دربارهء عدم است و مردم گمان مىبرند آن دو دربارهء وجود هستند . 53 . جادهء منازل ربوبيت بسيار است اما راه يكى است . 54 . اهل وجود را اين بس است كه واحد ( خداوند ) براى خودش يگانه باشد .